مغروق شط خون

خرید بک لینک
بر پا قلم به حرمت مردان کربلا
تعظیم کن به ساحت سلطان کربلا
خون چکه میکند ز گریبان کربلا
"کشتی شکست خورده طوفان کربلا
در خاک خون طپیده میدان کربلا"
دیشب به پای شعر که خودکار میگریست
دیدم که مشک هم به علمدار می گریست
حتی برای اصغرش اغیار میگریست
"گر چشم روزگار بر او زار می گریست
خون میگذشت از سر ایوان کربلا"
تبدیل شد خلاصه مخمس به دیر اشک
گل ها شکفت در دل دفتر به خیر اشک
اصغر نوشت و آب و عطش خط سیر اشک
"نگرفت دست دهر گلابی بغیر اشک
از غنچه شکفته بستان کربلا "
از محتشم که مرثیه می خواند روضه خوان
گویا برای شعر نداد اشک او امان
با اشک و آه گفت که یا : صاحب الزمان
"از آب هم مضایقه کردنند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا "
عشق از ازل به خالق و مخلوق می رسد
از نیزه ها به حضرت معشوق می رسد
وصلش به طشت و سینی و صندوق می رسد
"زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریاد العطش زبیابان کربلا "

از روی نیزه حضرت هو را صدا کند
هو هوی باد مادر او را صدا کند

این خون به رخ کشیده ی مجنون حسین توست
در نیزه آفتاب جگر گون حسین توست
این تن که بی کفن شده مدفون حسین توست
" این کشته فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست "

این ماه سرخ خفته به صحرای خون که هست
این کشته ی غریب سراپای خون که هست
سردار سر بریده ی سرهای خون که هست
"این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست"

این زخمی عجیب که با خون شده محاط
این تشنه ای که داده لبش خضر را حیات
مغروق شط خون که شده قائم الصلاه
"وین کشته ی فتاده به دور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیهون حسین توست"
یاشار نقی زاده

دوباره اشک هایم مرا شستند.....

ما را در سایت دوباره اشک هایم مرا شستند.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 4:41

صفحه بندی