"من راستش که عاشقتان ..." سند را زدم
دستم کرخ شد -از تب و لرز دعا- و سرد
یک ساعتی جواب ندادی من آخرش
گفتم دوباره با غم بی انتها و سرد-
-حالا چرا جواب سلامم نمی دهی؟
گفتی: که شکه هستی از این حرف ها و سرد...
انگار سطل آب یخی ریخت بر سرم
یک حس یاس زد به سرم بی هوا و سرد
****
آدم در عشق اول خود خام می شود
تب می کند تمام تنش بی صدا و سرد
در عشق های بعدی ام عین خودت شدم
حاظر جواب و راحت و بی اعتنا و سرد...
"یاشار نقی زاده"
دوباره اشک هایم مرا شستند.....ما را در سایت دوباره اشک هایم مرا شستند.. دنبال میکنید
برچسب: خاطرات تلخ,خاطرات تلخ اما شیرین از آمپول زدن,خاطرات تلخ زندگی,خاطرات تلخ اما شیرین,خاطرات تلخ اما شیرین شیاف,خاطرات تلخ آمپول زدن,خاطرات تلخ سریال,خاطرات تلخ من,خاطرات تلخ یک تازه عروس,خاطرات تلخ nex1, نویسنده: بازدید: 56